تبليغاتX
حلقه ي تنهايي
با سلام به خدمت تمامی عزیزان

نمیدانم چه جوری حرف دلم رو بزنم

خلاصه سلام

سبز باشی

|+| نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388 ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

هدیه
                       

تقدیم به شما عزیزانم         

|+| نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387 ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

درانتظار

در انتظار

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم

یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم

مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده

تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده

خالی سفرمونو پر از شقایق می کنه

واسه موجهای سیاه دست هاروقایق میکنه

همیشه غایبه من زخمامو مرهم میزاره

همیشه غایب من گریه هامودوست داره

نکنه یک وقت نیاد صداش به دادم نرسه

آیینه ها سیاه بشه کور بشه چشم ستاره

خشم این حنجره ی خسته همیشه غایبه

کلید صندوق در بسته همیشه غایبه

نعره اسب سپید قصه مادر بزرگ

بهترین شعرهای سربسته همیشه غایبه

مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده

تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده

منتظرتم

|+| نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387 ساعت 10:26 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

توجه !!! توجه !!!

سلام

باعرض پوزش به همه ی شما دوستان گرامی مخصوصاْ...

ازامروز سعی میکنم(حتما)به روزش کنم

 در ضمن ولنتاین گذشته به شماعشاق مبارک

|+| نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387 ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

                                                                  کاش میشد

اینجا انگار تو شباش نمیشه ستاره ای چید

کاش می شد ستاره ای شد سقف آسمون رو بوسید

کاش می شد تو اسمونش واسه فردا خونه ای ساخت

واسه تنها نبودن کاش می شد دل رو به دل باخت

کاش می شد حرفهای هم رو به زبون ساده فهمید

روی برگهای درختا کاش می شد شبنمو بوسید

کاش می شد فرشته ها رو پشت پنجره نگاه کرد

واسه دردهای مردم کاش می شد کمی دعا کرد 

                                                                               اینم یکی دیگه از حرفهای نهان دلم

|+| نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

دوستت دارم ...

                                                        دوست دارم

یکی هست که دوست داره شعراتو از بر بکنه

با صدات جون بگیره زنده بشه

لحظه ها رو سر بکنه

اما خب تو باورت فقط یه صورتک شده

تو چشات زل می زنه خیره میشه

می خواهد اون نگاه نازت رو قشنگتر بکنه

                                                                                     اینم یکی دیگه از حرفهای نهان دلم 

|+| نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 5:35 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

سلام به...

                                                            سلام

سلامم را به خاطر داشته باش

سلامی که پر است از گفته های نهان

سلامم را به خاطر داشته باش

سلامی که در پی جوابی پر شور بر تو عرضه می کنم

و تو با تبسمی عمیق و نگاهی کوتاه جوابم را می دهی

سلام ........

در سرم غوغایی است و بیانش سخت است

شاید این حس قشنگ در دلت بی رنگ است

پوزشم را بپذیر

تا اگر در دل من از برایت جایی است

مهربانم گوش کن ...

دل من بارانی است

دل من بارانی است

                                                                                            اینم یکی از حرفهای نهان دلم

|+| نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

Image and video hosting by TinyPic [IMG]http://i35.tinypic.com/29xsn81.jpg[/IMG] http://tinypic.com/view.php?pic=29xsn81&s=4 http://i35.tinypic.com/29xsn81.jpg
|+| نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387 ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

باشه بهش میگم
Image and vi[IMG]http://i33.tinypic.com/2j87dj.jpg[/IMG]deo hosting by TinyPic 
|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387 ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

ای عشق

باز است درت بر آزمندان

اى عشق دل نيازمندان

 

جز تو كه نظر به حال ما كرد

يا گوش بر اين مقال ما كرد

 

بخشنده هر گناهى اى دوست

بر گم شدگان پناهى اى دوست

 

اى راز دل شكسته من

اى مرهم قلب خسته من

 

اى مونس من انيس جانم

اى يار و رفيق در نهانم

 

اى راه مرا چراغ روشن

آب و گل من زتست گلشن

 

اميد منى به هر دو عالم

دورم منما زخويش يك دم

 

بنگر ز گنه چه تيره روزم

چون شمع به درگهت بسوزم

 

باشد كه نظر كنى به حالم

بخشى به عنايتت كمالم

 

يادى زغريب بى نوا كن

از لطف, تو درد من دوا كن

 

مسكين به در تو دردمند است

دل خسته و زار و مستمند است

 

|+| نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387 ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

اللهم عجل لولیک الفرج


شب است و دلی شکسته، شب است و بغضی جگر سوز و غمی استخوان سوز
شب است و من و دنیای بی تو، دنیایی که سرتاسر آرزوی دیدار توست، شب است و تاریکی، تاریکی ای که ماه را گم کرده و قدر را قدر نمی داند. 
شب قدر است و با خیال تو کنج مسجد می نشینم، قرآن بر سر می گیرم تا شب قدری بسازم به یادماندنی، قرآن بر سر می گیرم تا به اندازه سالهای جهالتم که تو را نشناختم، که مهیای مردن جاهلی بودم «العفو» بگویم
قرآن بر سر می گیرم تا به خاطر دست هایی که شب های قدر پیش، آمدن تو را نخواسته بود«العفو» بگویم و بگریم.
تا به اندازه روزهایی که نبودنت را حس نکردم «العفو» بگویم و بگریم.
تا به اندازه سالهایی که عاشقت نبودم از تو و تنها از تو عشق را گدایی کنم و «العفو» بگویم. تا به اندازه لحظه هایی که تو را رنجاندم رنج بکشم و «العفو» بگویم. 
تا به اندازه روزهایی که در بودنت من غایب بودم اشک بریزم و «العفو» بگویم.
تا به اندازه عمر گرانبهایی که خزان شد و رفت و صدای «هل من ناصر ینصرنی» تو را نشنید «العفو» بگویم و بگریم.
تا به اندازه پرونده سیاهم که همیشه پیش روی تو باز است اشک بریزم و «العفو» بگویم.
العفو، ای مهربانتر از پدر که هر چه از تو دورتر شدم با به سویم آمدی
در این شبهای قدر که ملائک آسمان را رها کرده و زمینی شده، به خدمت تو می رسند، شرم می کنم که ظهورتو را نخواهم.

 

العجل، العجل یا مولای یا صاحب الزمان

 

|+| نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387 ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

وقتی بودی وحالا که نیستی

وقتی رفتی همه همه دنیا رو سرم انگاری خراب شددلم شکست

 ساز من زانوی غم بغل گرفت

 رفتو کز کرد گوشه ی اتاق نشست

 هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم میبینم

حس میکنم پیش منی

هنوز هم عاشق ترینم

                                                                                                اینم یکی از حرفهای دلم 

|+| نوشته شده در سه شنبه 23 مهر1387 ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

گریه کردن اما بی صدا
 

تو را من چشم در راهم

من دوستت دارم  تو را از هر که میپرسم جوابی از بهار بهم میدن

|+| نوشته شده در چهارشنبه 17 مهر1387 ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

شعر دل

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

|+| نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387 ساعت 10:41 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

از پیشم نرو

بی تو این روزهای روشن واسه من تاریک وتار

 رفتیو بی تو تک وتنهام ذندگیم معنا نداره

از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم

 فکر میکردم میرسی یه روز تو این بی کسیم به دادم

 گفتنت لحظه ی آخر واسه من هنوز سواله

 دیدن دوباره ی تو فقط تو خواب وخیاله

لحظه های آخر تو توی قلب من می مونه

هیچکسی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه

 رفتیو چشمهای خیسم یادگاری از تو مونده

 چشم براه تو می مونم تا برگردی دوباره

 تا وقتی که زنده هستم چشم براهه تو می مونم

 اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار

 من باچشمهای خیس وگریون.... 

|+| نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387 ساعت 9:33 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

دستهای مهربون

دستهای مهربونتو به من بده تا با تو بودن رو برای یک بار هم که شده درک کنم تا احساس تنهایی رو از بین ببرم واسه همیشه. چون تو عزیز قصه هامی تو شعر روی لبهامی چون

 جون تو بسته به جونم اگه تو بری نمتونم دوام بیارم خیلی دوستت دارم

|+| نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387 ساعت 6:26 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

درد دل با دل

دردو دل با دل.

چرا دنیا پر از حادثه های وارونه اش عاشق کسی میشی عاشقی تو رو نمیدونه .

من به دنبال تو،تو به دنبال کسی دیگه.هیچ کدوم از ما دو تا به همدیگه نمیگه دوستت دارم،

من واسه چشمای نازت یه دیونه ام ،من دوستت دارم  من دوستت دارم اما علتش رو نمیدونم،

حالا که میخوای بری،بذار نگاهت بکنم .چرا چون یه بار دیگه میخوام این دلو ساکت بکنم ،

یه چیزی ، فقط بذار روز تولدت هدیمو بیارم  بدم دست خودت.

آدما فکر میکنن که شاعرها خیلی غم دارن کاشکی فقط این بود اونا خیلی کسایی رو کم دارن

عاشق کسی میشن که عشقاش زیاده بین انتخاب عشققش عمری حیرونه اونی که دوست داری چرا تو رو دوست نداره.شایدم دوستت داره به روش نمیاره

 

|+| نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387 ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

دوستت دارم با تمام وجودم
MIADGAH IS THE BEST
|+| نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387 ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

درد و دل

بیا تا گل برافشانیم و می درساغر اندازیم           فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

 نمیدونم چی بگم حرف دلمو چطوری بگم این یکی با بقیه حرفهای دلم فرق میکنه دلم مونده بین پایان و آغاز. پشت سرم خاطره ها رو به روم پر از ترانه٬روبروی سفرهی پر نماد عشق و زندگی٬برق آینه نگاهو از چشمام میگیره به آینه سر می زنم ٬یه لحظه پروانه میشم لب به لب شمع میزارم شعله رو در بر میگیرم

تا سوختن رو یاد بگیرم٬ساختن رو از یاد نبرم ٬غرورمو می سوزونم بدی هامو آب میکنم .

به گل نرگسم سر میزنم سینه رو از عطر گلها میکنم ٬رو تنم طرح سی گل میزنم.

دل به دریایی تنگ میزنم شریک تنهایی ها و همدم و هم صحبت گل نرگس میشوم٬خلوتمو میشکنم و تو خلوتش پا میزارم٬تنهایی رو گم میکنم.

سیب سرخ عاشقی رو گاز میزنم.بیانمو شیرین میکنم ،تا یار نرگس بمونم و شعر حقایق بخونم .سازمو با تیک تیک دقیق ساعت عشق کوک کنم.

دستهای پر از نیازمو به سر سبزه میکشم و برکت و تازگی رو هدیه میگیرم.سر این سفره ی ناب وقتی قرآن میخوانم پر پرواز میگیرم بی خیال و ناب میشم.

کنار این همه تغیر و تحول اینو از خدا میخوام (یا محول الحول والاحوال ٬حول حالنا الی احسن الحال) یه سرگذشت یه شرح یه سرنوشت سبز رو هدیه میخوام من از خدا برای آدمای ناب 

                                                                                              اینم یکی دیگه از حرفهای دلم

|+| نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387 ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

بیا بدون تو تنهام

سلام به روی ...                   

                                         تو رفتی تو آسمون

 ستاره ی سهیل شدی

تو رفتی تو زندگی

همه درها بسته شدن

 تو رفتی دنیا همه

 از غصه ها خسته شدن

 تو رفتی من تنها شدم

 با خاطرات عاسقی

خیال میکردم همیشه تو با من میمونی

 رفتی از من بریدی

 حتی ندادی یه خبر

 منم شدم اون دیونه

 که هی چشماش مونده به در

بیا عزیزم که بدون تو یه نیمه بیش نیستم

 

                                                                                                  اینم یکی دیگه از حرفهای دلم

|+| نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387 ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

حلقه ی تنهایی
|+| نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

برای سلامتی آقا امام زمان(عج)صلوات
الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

در انتظار نور ٬فردا را صدا میزنم٬خواهی آمد با دستی پر

از مهر و گل ولبخند های آشنا و برای منتظرانت ٬

بی نهایت عدل٬بی نهایت مهر خواهی آورد٬در انتظار تو ٬

هر جمعه را فریاد میزنم ٬هر جمعه را ایستاده و گرم مینگرم٬

کاش این جمعه٬جمعه ی تو باشد. نگاهی را که از طلوع

تا غروب در انتظارند ٬از این انتظار رها کن.!... 

 

شاید این جمعه بیاید

شاید...

                                                                                                        اینم یکی دیگه از حرفهای دلم

 

|+| نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387 ساعت 9:17 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

آمدی با تو من...

آمدی

 وشکل عشق با تو بود

سرت پایین بود

 با نگاه ابریشمی 

چهره در چهره ی تو

 بی انتظار نشسته ام

و به تو نگاه میکنم

 فراموش نکن

تا نسیم صنوبر ها

سینه ام نامت را می داند

 مثل هزار واژه ی بیهوده عبث نیست

قانون عشق چنین است

مثل گریز خنده از دل زنجیر

 باید گذر کنم

 از شعله زار جنگل چشمانت

                                                                                                                                    

                                                                                                                                     اینم یکی دیگه از حرفهای دلم

|+| نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387 ساعت 9:0 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

شانه هایت را برای...
 
|+| نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387 ساعت 8:43 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

دوست داشتن!

با سلام به دوستان عزیز مخصوصا...

 

ما آدما در درون خودمون يه وجدان داريم که تا مي توانيم (نگفتم بايد! گفتم تا ميتوانيم) بهش عمل کنيم  وقتی کسی رو دوست داری  توقع داری از طرفه مقابلت تو هم دوست داشته باشه اگه حرفی هم زدیم که باعث ناراحتی همدیکر شدیم به خاطر کلمه ی مقدس وپاک عشق بگذریم واگه بدی حتی کوچک باشه ببخشیم ولی اگر این دوستی یک طرفه باشه  اگر طرف مقابل کوتاه بیاد نمیگم خوب نیست خیلی هم خوبه ولی دوام چندانی نداره .پس بیایم اگه کسی رو دوست داشتیم یه دوست داشتن واقعی و از ته قلب باشه وهیچ وقت نخواهیم طرف مقابل ناراحت کنیم این حرفهارو به خاطر خودم نمیزنم نه اینجوری نیست به خدا فقط می خوام بگم که عشق خیلی با اهمیت تر از اینها است که ما فکرش می کنیم عشق سه کلمه بیشتر نیست ولی معنا هایی را در خود پنهان کرده که هر کس به اندازه ی درک خود میفهمد. وسلام.

 

                                                                                                                      اینم یکی دیگه از حرفهای دلم

|+| نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387 ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

درک تنهایی

سلام عزیزان

ای دل تنها چیه چشم انتظاری

 باز یه لحظه یه دم آروم نداری

 اسم زمستون تو حسرت بهاری

باز عشقت خیمه زد روگونم

باز یادت آتیش زد به آشیونم

 باز بی تو باید تنها بمونم

 بیا سکوت لبهام هنوز حرمت خونه است

 پرنده ی دل من هنوز بی آشیونه است

بیا پر از امید هنوز این دل خسته هنوز پای چشمات پای عشقت نشسته

 توی آسمون دنیا هر کسی ستاره ای داره

 چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

واسه من تنهایی درد

درد هیچ کس رو نداشتن

 هر گل پژمرده ای تو کویر سینه کاشتن

 دیگه باور کردم که باید تا آخرین لحظه ها تنها بمونم تنهای رو درک کنم

 هر کسی اومد ۲٬۳روزی از دلم بازیچه ای ساخت

 دل من هم ساده بود دل به دلش باخت

 

                                                                                              اینم یکی دیگه از حرفهای دلم

 

|+| نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط علي عرب زماني |

مسخره است؟

سلام

ای کاش بعضی از ...میفهمیدند که هیچ وقت نمیشود عشق و احساس را به بازی ومسخره گرفت نمیدانم که دوست داشتن یا عشق ورزیدن به به کسی که دوستش داری کجایش مسخره است زمانی از ته قلبم گفتم دوستت دارم بهم گفتی مسخره نکن نمیدانم دلیلش چیست؟من خیلی ناراحت شدم به حدی که فکر می کنم که شاید تا به حال هرچه گفتم دوستت دارم به نظر او یک مسخره بوده .من توقعی نداشتم از کسی که به او عشق میورزیدم این چنین با من رفتار نماید فکر نمی کردم که....شاید که من ارزش هم صحبتی یا همنشینی را با او ندارم! به هرحال کسی آرامش من بود نفسم بود وجودم بود(اگر نگوید مسخره میکنم)حرفی را زد که برای من قابل تحمل نبود. شاید یا مطمئنا حرف دل او بود چون...

                                                                                                  

                                                                                            اینم یکی دیگه از حرفهای دلم 

|+| نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

دیدار آخر
تو که نمی خوای با من بمونی  با من بخونی تو که نمیخوای اینجا بمونی

اما میتونی این دم آخر برای رفتن از پیش چشمات یه کاری کن تا با من نمونه

 یاد اون نگات  یاد اون نگات

دیدار آخر با من بدی کن دست خودم نیست

من نمیتونم از تو وچشمات راه گذر نیست

دیدار آخر دوباره بشکن همون دلی رو که خیلی وقته نداره اینجا جز تو کسی رو

 دیدار آخر نذار دوباره به پات بیفتم تو چاره ای کن از اینجا برم یادت نیفتم

تو که نمی خوای با من بمونی  با من بخونی تو که نمیخوای اینجا بمونی

اما میتونی این دم آخر برای رفتن از پیش چشمات یه کاری کن تا با من نمونه

                                    یاد اون نگات  یاد اون نگات

                                                                                                           اینم یکی دیگه ازحرفهای دلم

|+| نوشته شده در شنبه 29 تیر1387 ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

توی خلوت دلم

توی خلوت پر از همهمه ی من

 که صدایی به صدات نمیرسه

 اگه میتونی منو دعا کن

من که دستم به خدا نمیرسه

 آسمونا ارزونی پرنده ها

 جای آسمونا یه قفس بده

همه ی دارو ندارمو بگیر 

هر چی بودمو دوباره پس بده 

بازم هیچ راهی به مقصد نرسید

من هزار و یک شبه معطلم

 تا ته جاده ی دنیا رفتمو باز انگار سر جای اولم

 چرا دنیا با تمام وسعتش

مرحمی برای زخم من نداشت

 پای هر چی که دویدم آخرش

 حسرت داشتنش را رو دلم گذاشت 

سر رو شونه های سنگ روزگار

قد این فاصله حق حق میزنه

دارم از سانیه ها سیر میشم

 دارم از دوری تو دق میکنم

 پشت خنده های مصنوعی تو

دل به این بغض گلو شکن بده

روزگار سردمو ورق بزن

 دست مهربونتو به من بده

 گم شدم توی شبی که خودمم

 شبی که حتی یه فانوس نداره

منو با خودت ببر به روشنی

آخه هیشکی مثل تو منو دوست نداره

 لک زده دلم واسه یه همزبون

 شیشه دل همه سنگ شده

 میدونی دلیل گریه هام چیه ؟

آی خدا دلم برات تنگ شده ... آی خدا دلم برات تنگ شده...

اینم یکی دیگه داز حرفهای دلم

|+| نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |

پر از بغضم

پر از بغضم

پر از بغضم پرا از حرف سکوتمتورو گم کردم اما روبرو تم

منو برگردون اونجایی که بودم آخه تا کی گرفتار سقوطم

تو دنیایی که جایت آرزوهاست کسی جز تو منو عاشق نمی خواست

بیا تا سر بذارم روی شونت دلم مثل خودت تنهای تنهاست

هنوزم زخمی سیب فریبم

اسیر این شبهای نانجیبم تو خوبی کن بیا به خلوت من

تو که می دونی من اینجا غریبم

هنوزم عکس چشمات روبروم نگاه تو تمام آرزومه

بذار باور کنم که دستهاتو دارم نگیری دستامو کارم تمومه

اینم یکی از حرفهای دلم

|+| نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387 ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط علي عرب زماني |